دانلود بیا تو

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان با خاله تو استخر
 
‎20 سپتامبر … طرفادوسه شب بیدارشدم دیدم همه جاتاریکه و نورابی ضعیف شب خواب تو هاله دیدم عمه با hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272559.htmlفاصله یک متری جاش گذاشتس و دخترعمه هم که تو اتاق.عمه ب طرف چب …. اه اه اه یا گی یا
محارم ، این چه وضعیه ، اسم سایت رو باید دیگه گل مالی کرد ، بازم دم نویسنده هایی مثل
اساطیر گرم که دارن داستان مینویسن نه مثل این اراجیف… حالمون …
 
‎تصورِ يك استخرِ بزرگ و خودم كه دارم شيرجه مي‌زنم توش چقدر عاليه! عجب ترافيكيه! https://www.goodreads.com/topic/show/79729…. تو يكي از كتابهاي داستان نويسي خونده بودم وقتي شخصيتي رو به يك قهرمان
داستان مي دهيم نبايد بدون علت اون شخصيت رو عوض كنيم . … با يك بچه مي تواند
ارتباط عاطفي برقرار كند اما با خواهرش سرد است با خاله و رفتن به آنجا سرد رفتار مي
كند .
 
‎داستان با خاله تو استخر. 1 . داستان با خاله لخت تو استخر | سبد داستان با خاله تو dayanrayaneh.pakhshin.ir/داستان-با-خاله-تو-استخر/استخر | رایان خانه » دسته‌بندی نشده » داستان با خاله تو استخر. چرخ خیاطی دستی
Handy Stitch … شیما لخت لخت شد و سه تایی رفتند طرف استخر . 2 . داستان با خاله
تو استخر | سبد داستان با خاله تو استخر. 1 . داستان با خاله تو استخر | رایان
داستان با …
 
‎10 جولای 2010 … راستی مامانم آتوسا 45 سالشه و نسبتا هیکل خوبی داره با یه شکم نقلی که آرزومه که https://parsv.wordpress.com/2010/07/10/دید-زدن-مامانم-آتوسا/زیره شکمشو ببینی. … بیرون وقتی برگشتم مامانم اومده بود وداشت میرفت حموم منم
سلام دادم و رفتم تو حال تا تلویزیون ببینم چون بیش از حد حشری بودم با یکی از
دوستام که مامانش و میمالونه تماس گرفتم و بهش گفتم که مامانم رفته حموم و …
 
‎14 جولای 2010 … درب همه این اتاقها به راهرو چند ضلعی بازمیشد . ما از بس خسته بودیم که حال رفتن به https://iranaks.wordpress.com/2010/07/14/سکس-در-سرعین-با-شهلا/اب گرم را نداشتیم برای همین رفتیم تو شهر دور بزنیم و آش دوغ سرعین بخوریم . بعد
از خوردن آش و گشتن در شهر و خوردن شام به هتل برگشتیم . شب از بس خسته بودیم همه
خوابیدیم و قرار شد که صبح همسرم و دخترم بروند به استخر آب گرم …
 
‎1 فوریه 2006 … داستانهاي سكس فاميلي ام رو تعريف كنم.داستان از انجا شروع شد كه شوهر خالم قرار بود https://groups.google.com/d/msg/…/dbdSZT9wVBQJبراي ماموريت بره خارج از كشور … ام تو دلم مونده بود. اسم خاله من مهتابه و 28سال سن داره
و هنوز هم بچه دار نشده،راستش رو بخواين خيلي خوشگله از زيباى مثله ماه مي مونه.منم
خيلي با اون شوخي دارم.هر وقت كه تو جمع حرف مي زد ،من مي گفتم چه …
 
‎14 نوامبر … صندلی رو که گذاشتم سیستم رو یهویی از برق کشیدم فقط خاموش شه و رفتم تو حموم www.farspatogh.ir/threads/74903/ولی بچه شیطونا درو وا کردن به زور و اومدن تو اتاق تو همین حین بودن که مامان یکیشون
اومد و مامان خودم که شلوغی نکنیدا، صدا مامانم اومد که معلوم نیست این ورپریده رفته کجا.
اون بچه ها که با مظلومیت گفتن چشم مامان چشم خاله. وااای باورتون …
 
‎28 مه … گف با استاد راهنمام داشتم تو تلگرام در مورد پایان نامه پیام میدادم که اشتباهی یه www.farspatogh.ir/threads/71296/پیامی که باید برا یکی دیگه میفرستادمو برا استادم فرستادم، تا اومدم پاکش کنم
یهو چند تا پیغام اومد رو صفحه و لپ تاپم هنگ کرد و دیگم روشن نشد، گوشیمم که در
جریانی افتاد تو استخر هفته پیش و خراب شده این گوشی ساده الان دستمه.
 
‎20 آگوست 2010 … اسم من هومن هست و 26 سالم هست. علت این که می خوام این داستان رو براتون بگم اینکه https://dastan2012.wordpress.com/2010/08/20/من-و-خاله-فریبا/اولاً همیشه دوست داشتم این داستان رو تو این سایت برای شما بنویسم و ثانیاً چند
داستان در مورد سکس خانوادگی و مخصوصاً سکس با خاله تو سایت هست که امیدوارم با
این داستان این مجموعه کامل تر بشه و اینو هم بگم که این داستان کاملاً واقعی …
 

داستان شنا یاد گرفتن من – دفترچه
‎21 فوریه 2013 … البته ما با هانیه و ندا یاره گرمابه و گلستان بودیم اون موقع ها که خونه ما و خاله پری اینها https://www.daftarche.com/داستا‌ن‌هایِ…/داستان-شنا-یاد-گرفتن-من-905/تو یک ساختمون بود با هانیه و ندا همبازی بودیم..اونها هم تو ساختمون ما بودن و چون
 







NS